سيد جلال الدين آشتيانى

550

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

عقول به صورت مناسب آن عالم است . شهود گاهى از طريق قوهء ذائقه حاصل مىگردد ، مثل اينكه اهل شهود و صاحب كشف انواعى از طعامها را بوجود برزخى مىبيند و بعد از خوردن و چشيدن طعم قسمتى از آن اطعمه ، بر معانى غيبيه اطلاع پيدا مىنمايد . از حضرت رسول نقل شده است كه در عالم رؤيا شير ميل مىنمايند به‌نحوى كه از سر انگشتان مباركشان خارج مىشود و آن خواب را بعلم تأويل و تعبير نموده‌اند . اين اقسام و انواع از مكاشفات نسبت به اشخاص تفاوت دارد . در بعضى همهء آن اقسام يا بعضى از آن جمع مىشود ، و در برخى يكى از آنها تحقق پيدا مىنمايد . تمام اين اقسام از كشف ، از تجليات اسمائى بشمار مىروند ، چون شهود « شهود به چشم » از تجلّيات اسم بصير و سماع از تجليات اسم سميع مىباشند و همچنين مكاشفاتى كه از طريق ساير قواى پنجگانه حاصل مىشود ، تابع اسمايى هستند كه مربى حقايق مىباشند و برگشت همهء آنها باسم عليم و هر يك از آنها سدنهء اسم عليم مىباشند . اگر چه هر يك از آنها از امهات اسمائند و نسبت بحقايق ، حيطه و نسبت به برخى از اسماء كليت دارند . * * * و انواع الكشف الصورى امّا ان تتعلق بالحوادث الدنيوية اولا ، فان كانت متعلقه بها كمجىء زيد من السفر و اعطائه لعمر و الفا من الدنانير ، فتسمى رهبانية لاطلاعهم على المغيبات الدنيوية بحسب رياضاتهم و مجاهداتهم و اهل السلوك ، لعدم وقوف هممهم العالية في الامور الدنياوية لا يلتفتون الى هذا القسم من الكشف لصرفها في

--> و احديت است ، ناچار كعبهء توجه و قبلهء تعلق آن عين مزاج اجمل و قلب اعدل محمدى است ، و اين قلب مطهر محل كمال جلاء و استجلاء ذاتى احدى است و نور وجود اين حقيقت نظير نور حق ازلى است ، لذا اسم « حبيب اللّه » از اخص اسماء اوست . اين مقام از براى حقيقت محمديه « ص » ذاتى و از براى حقيقت ولويه « ع » بنحو وراثت ثابت است ، لذا على « ع » در بين اصحاب اختصاص به برادرى آن حضرت را دارد و شاهد بر اين ، كلامى است كه عامه و خاصه از پيغمبر روايت كرده‌اند : « انا و على من نور واحد » . به حكم قول بعدم فصل ، اين مقام براى ائمهء اثناعشر ثابت است و ديگران از آن حظى ندارند ، و مقامات انبياء منبعث از تجليات جناب ولايت‌مدار على است .